۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۱ |
مقالاتنظارت تصویری

به فناوری تشخیص چهره اعتماد کنیم یا خیر؟

به گزارش دنیای حفاظت یکی از بحث برانگیزترین فناوری های روز دنیا در صنعت حفاظت، بحث فناوری تشخیص چهره است. دغدغه های متعددی از تجاوز به حریم خصوصی گرفته تا تعصب جمعیتی، از جمله عواملی هستند که شکاف عمیقی میان مردم در سراسر جهان به وجود آورده اند. بسیاری از دولت ها، استفاده از تشخیص چهره را ممنوع یا محدود کرده اند و بسیاری دیگر نیز ممکن است از الگوهای دیگری پیروی کنند.

در چنین شرایطی، مؤسسه ملی استانداردها و فناوری (NIST) به تازگی دعوت به ارائه توصیه هایی در مورد چگونگی افزایش اعتماد عمومی نسبت به فناوری تشخیص چهره نموده است. گذشته از همه اینها، در حقیقت این فناوری بدون همکاری و مشارکت عموم مردم به هیچ شیوه ای نمی تواند نقش چشمگیری در جوامع ایفا کند.

پاسخ مجریان صنعت

تعداد زیادی از مجریان صنعت با علاقه به این درخواست پاسخ دادند. در نامه ای سرگشاده، اَوی گولان (Avi Golan) ، مدیرکل کمپانی AnyVision اظهار داشت که مؤسسه NISTتعدادی دستورالعمل برای بهترین کاربرد هوش مصنوعی در حوزه های دیگر نیز ارائه کرده و باید رویکرد مشابهی برای نظارت تصویری اتخاذ کند. در اوایل سال جاری، اتحادیه اروپا نیز مقرراتی در مورد استفاده از هوش مصنوعی ارائه نمود؛ از جمله تدابیر حفاظتی شدید در مورد استخدام، امتیازدهی، زیرساخت های حساس و الگوریتم های اجرای قانون.

سایر مدیران پیشرو، نظرات مشابهی را اظهار کرده اند. کارل گورینگر (Carl Gohringer)، مؤسس و مدیرکل کمپانی انگلیسی Allevate اظهار داشت که دغدغه ها و نگرانی ها در مورد فناوری تشخیص چهره، صرفاً به خاطر خود این فناوری نیست.

گورینگر خاطرنشان کرد: «به نظر من، ما باید سؤال مطرح شده را بازطراحی کنیم. نباید بپرسیم که چرا مردم به فناوری تشخیص چهره اعتماد ندارند. بلکه باید بپرسیم چرا مردم به مسئولینی که از فناوری تشخیص چهره یا هر فناوری دیگری استفاده می کنند، اعتماد ندارند. مثالی ساده برایتان می زنم. من معتقدم که خودروها، بخش ضروری بیشتر جرائم سازماندهی شده هستند. بسیاری از باندهای خلافکاران سازمان یافته ، بدون استفاده از وسایل نقلیه موتوری نمی توانند کار کنند. اما هیچکس تلاش نمی کند استفاده از وسایل نقلیه موتوری را ممنوع یا محدود کند».

بنابراین سؤال مطرح شده نه در مورد تشخیص چهره، بلکه راجع به نوع کاربری، افرادی که از آن استفاده می کنند و افرادی که کاربری آن را کنترل می کنند است.

چرا به کاربران تشخیص چهره بی اعتماد هستیم؟

گورینگر معتقد است بخشی از مشکل، موارد واضحی هستند که در آنها فناوری تشخیص چهره در بخش هایی از جهان برای اهداف خوبی به کار نمی رود. چه حاشا که این فناوری، قدرت بی سابقه ای به کاربران می بخشد.

گورینگر افزود: «(برای مثال) مردم، شاهد آن هستند که اقلیت های قومیِ به خصوصی در بخش هایی از جهان با استفاده از این فناوری سرکوب می شوند. دولت های استبدادی وجود دارند که در آنها دولت ها این فناوری را استفاده می کنند و همه مردم فکر می کنند که  دولت آنان نیز همین مقاصد را دنبال می کند».

آیا دولت واقعاً قصد دارد شما را ردیابی کند؟

بعضی از بزرگ ترین اخبار مربوط به حریم خصوصی که منجر به بروز خشم عمومی می شود، شامل کمپانی های دولتی و خصوصی می شود. جمع آوری داده های شخصی توسط کمپانی Cambridge Analytica یک مثال در این ارتباط است.

اگرچه این مورد ممکن است به عنوان یک حادثه نادر تلقی شود، اما تئوری های توطئه بسیاری در مورد این موضوع وجود دارد مبنی بر اینکه چگونه پلیس و دولت می خواهند همیشه بر شما نظارت داشته باشند. اما آیا این تئوری حقیقت دارد؟

گورینگر در ادامه یادآور شد: «من با تعدادی از سازمان های پلیس از نزدیک کار کرده ام و می توانم به شما بگویم که آنان علاقه ای به دانستن اینکه چه کسانی را می بینید، با چه کسانی کار می کنید، کجا هستید، کجا می خواهید بروید و غیره ندارند. آنان زمان و منابع کافی برای ردیابی و پیگیری مجرمین جدی را ندارند، چه برسد به ذخیره سازی و دنبال کردن زندگی شخصی و خصوصی مردم عادی».

صنعت حفاظت برای اعتماد سازی عمومی چه می تواند بکند؟

کمپانی های حفاظتی مسلماً نقش چشمگیری در افزایش اعتماد عمومی نسبت به فناوری تشخیص چهره دارند. گورینگر اشاره می کند که این نقش پررنگ عبارت است از تنظیم استانداردهای اخلاقی بخصوص در سطح سازمانی و درگیر نکردن بخش های بخصوصی از مشاغل.

گورینگر متذکر شد: «من نمی خواهم در یک دولت استبدادی زندگی کنم و علاقه ای به زندگی در کشوری ندارم که تمامی حرکاتم توسط دولت، مشاغل یا فروشندگان ردیابی می شوند. من نمی خواهم فناوری تشخیص چهره را در جایگاهی قرار دهم که از آن بتوان برای این مقاصد استفاده کرد. به نظر من آنچه ما به عنوان یک صنعت باید انجام دهیم، اطمینان سازی در مورد آن است. مشاغل ما از نظر اخلاقی به بخش هایی از جامعه دسترسی دارند که بتوانیم تغییرات مثبتی ایجاد کنیم و تأثیر اجتماعی مثبتی بگذاریم».

اما همچنان سؤال، دیگر در مورد تشخیص چهره نیست. بلکه سؤال در مورد کسب و کار و اقدامات کمپانی ها مطرح است.

نتیجه گیری

فناوری تشخیص چهره قرار نیست از میان برداشته شود. مشتریان حفاظت از مزایای آن مطلع هستند و بسیاری از آنان مشتاق به استفاده از آن می باشند. با این حال، بدون جلب اعتماد عمومی کافی، حوزه کاربری آن محدود خواهد بود.

ایجاد چنین اعتمادی تنها می تواند به دست زمان محقق شود. در اغلب موارد، بین سرعت پیشرفت فناوری و سرعت وضع مقررات توسط دولت ها، عدم تطابق وجود دارد. زمانی که قوانین سختگیرانه تبیین و اجرا می شوند، عموم مردم راحت تر می توانند بپذیرند که مزایای فناوری تشخیص چهره از خطرات آن بیشتر هستند.

ثبت یک پاسخ